یکشنبه ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹

بازگشت به آينده

از موقعي كه آلودگي هوا و البته ترافيك تشديد شده ، با مترو و تاكسي مسير خونه تا محل كار و بالعكس رو طي ميكنم ...
امروز
توي مترو ايستاده بودم ، چشمم افتاد به يه مردي ميانسال ... نشسته بود و كيفشو بين پاهاش كف مترو گذاشته بود ... لباسهاي مرتب و ارزان قيمت به تن داشت ... با نگاهي خيره به هيچ كجا ... صورتي سخت شكسته
به چي فكر ميكرد ؟
احتمالن
آرزوهايي كه مرده بودن ... حسرتهايي بجا مانده از گذشته ... انتخابهايي كه در مسير زندگي صورت گرفته و ديگر شانس مجدد براي تغيير آنها وجود نداره ...
وجودم رو ترس فرا گرفته ... اين آينده منه ... بيست سال ديگه ।
دستهام سست شده ... به سختي دستگيره رو نگهميدارم ...
چه كنم !!


1 نظرات:

somayeh گفت...

به نظرم بخش بزرگي از نگراني‌هاي ما به خاطر عدم قطعيت‌هاي كشورمونه.